کـــــافه کتاب

معرفی رمان

کـــــافه کتاب

معرفی رمان

کـــــافه کتاب

مطالعه‌ی کتاب یعنی تبدیل ساعات ملالت‌بار زندگی به ساعات لذت‌بخش!

آخرین نظرات

 

چکیده: جک پسربچه پنج ساله ای است که همراه با مادرش در اتاقی کوچک زندگی می کند. او مانند همه بچه های همسن و سالش در این پنج سال از زندگی لذت نبرده و شرایط و هیجانات مختلفی را تجربه نکرده، بلکه از لحظه تولد در همین اتاق بوده و تمام زندگی اش در همین اتاق تعریف می شود. جک تصوری از دنیای خارج از اتاق ندارد و اصلاً نمی داند زندگی در خارج از اتاق هم در جریان است! او فقط اتاق را می شناسد و مادرش را، و همچنین مردی که شب ها به دیدار مادرش می آید و گاهی اوقات برایشان خوراکی و لباس می آورد.

پس از تولد پنج سالگی جک، مادرش تصمیم می گیرد برخی واقعیت ها را برای او برملا کند. جک تازه می فهمد که هفت سال پیش مادرش (که نوزده سال داشت) توسط مردی به نام نیک پیر دزدیده شده و در این اتاق کوچک زندانی شده است. او تازه در می یابد که همه چیزهایی که در تلویزیون می بیند، در دنیای بیرون واقعی هستند. پس از بیان این حقایق، مادر از نقشه مخفی اش به او می گوید؛ نقشه ای خطرناک برای فرار از اتاق و قدم گذاشتن به دنیای بیرون ...

 

رمان اتاق، اثری است به قلم اما دون‌اِهو، نمایشنامه نویس و رمان نویس ایرلندی-کانادایی که پس از انتشار در سال 2010، با موفقیت بسیاری روبرو شد و در مدت کوتاهی در میان پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز قرار گرفت. این رمان موفق شد به فهرست نهایی جایزه اورنج 2011 و جایزه ادبی بوکر 2010 نیز راه یابد. اما دون‌اهو، نویسنده کتاب اتاق، این داستان را با تأثیرپذیری از پرونده ای واقعی درباره مردی اتریشی نوشت که دخترش را به مدت 24 سال در یک اتاق حبس کرده بود.

بر پایه ی این کتاب در سال 2015 فیلمی آمریکایی به کارگردانی لنی آبراهامسون ساخته شد. این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم و بهترین فیلمنامه اقتباسی شد و اکنون در میان 250 فیلم برتر جهان قرار دارد.

رمان اتاق دارای موضوع جالب و البته متفاوتی است. تصورات پسربچه ای پنج ساله از دنیایی بزرگ و عجیب، در حالی که در تمام عمرش در اتاقی کوچک با وسایلی ساده زندگی می کرده، بسیار جالب و خواندنی است. البته برخلاف موضوع جذاب، روند داستانی کتاب برای من در برخی قسمت ها (به خصوص در نیمه دوم کتاب) کند و خسته کننده بود و جذابیت زیادی نداشت.

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

 

**************************************************

 

خرید نسخه الکترونیکی کتاب از سایت فیدیبو

خرید کتاب صوتی از سایت کتابراه

  • ابوالفضل ‌‌

 

چکیده: شمّاس، خدمتکار و محافظ مخصوص جالوت، نماینده ی روم در شام است. حضور او و اربابش در شام همزمان است با حکومت یزید و وقوع حادثه عاشورا. سرورش جالوت در آن زمان یکی از دوستان صمیمی خلیفه بود و همواره در دربار او حاضر می شد. پیش از عاشورا، زمانی که شهر شام به غلغله و هنگامه افتاده است و جالوت دلیل این ناآرامی ها را می پرسد، خلیفه به او می گوید که گروهی از مردم قیام کرده و دست به شورش زده اند، ولی به زودی نابود خواهند شد. جالوت ابتدا به همین توضیح کفایت می کند؛ ولی با اتفاقاتی که در ادامه رخ می دهد، در صدد تحقیق و تفحص بیشتر بر می آید تا به اصل ماجرا پی ببرد. غافل از اینکه این کنجکاوی ها برای او گران تمام خواهد شد ...

 

شماس شامی رمانی است نوشته ی مجید قیصری در سال 1387 که با نگاهی جدید واقعه عاشورا را روایت می کند. مجید قیصری که داستان نویسی را از سال 1372 آغاز کرده است، با نگاشتن آثاری همچون گوساله سرگردان و سه دختر گل فروش، موفق به کسب جوایز متعددی شده است.

مجید قیصری درباره ی شماس شامی می گوید: «داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را داراست که تاریخ را از زاویه ای نو به روایت بنشیند، گویی که آن را دوباره می آفریند. در شماس شامی، برهه ای از تاریخی مکرر، باز هم تکرار می شود و هنوز نامکرر است.»

این رمان همانطور که گفته شد، با نگاهی جدید و متفاوت به روایت واقعه عاشورا و حواشی آن پرداخته است. راوی این داستان، خدمتکاری مسیحی است که در ابتدا هیچ چیز درباره ی قیام امام حسین نمی داند، ولی در ادامه همراه با سرورش در راستای کشف حقیقت قدم بر می دارند و در این مسیر حوادث و ماجراهای متعددی برایشان پیش می آید.

هرچند داستان این کتاب برای من جذابیت لازم رو نداشت، ولی به سبب همین موضوع جدید و نگاه تازه ای که در بر دارد، ارزش قابل توجهی دارد. البته این رو هم بگم که برخلاف مقدمه ای که نویسنده نوشته، داستان برگرفته از واقعیت نیست و صرفاً از تخیل نویسنده پدید آمده است.

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

 

مجید قیصری

 

**************************************************

 

خرید نسخه الکترونیکی کتاب از سایت فیدیبو

خرید کتاب صوتی از سایت نوار

  • ابوالفضل ‌‌

 

سه تار، مجموعه ای از 13 داستان کوتاه به قلم جلال آل احمد، نویسنده معاصر ایرانی است.

داستان های این کتاب عبارت اند از: سه تار، بچه مردم، وسواس، لاک صورتی، وداع، زندگی که گریخت، آفتاب لب بام، گناه، نزدیک مرزون آباد، دهن کجی، آرزوی قدرت، اختلاف حساب و الگمارک و المکوس

سه تار: داستان سه تار، داستان جوانی است که عاشق ساز زدن و آواز خواندن است و با نواختن سه تار در مجالس عروسی و جشن های گوناگون، خرج زندگی اش را در می آورد. او هیچگاه برای خودش ساز نداشته است و همیشه با ساز دیگران نواخته است. او بالأخره پس از سال ها و با هزار بدبختی پول خود را جمع کرده و توانسته به آرزویش برسد و برای خود سه تاری نو بخرد. جوانک بسیار شاد است و آرزوهای زیادی در سر می پروراند؛ ولی افسوس که شادمانی او دوام زیادی ندارد ...

بچه مردم: خوب من چه می توانستم بکنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد. بچه که مال خودش نبود. مال شوهر قبلی ام بود، که طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر کس دیگری جای من بود، چه می کرد؟ خوب من هم می بایست زندگی می کردم. اگر این شوهرم هم طلاقم می داد، چه می کردم؟ ناچار بودم بچه را یک جوری سر به نیست کنم. یک زنِ چشم و گوش بسته، مثل من، غیر از این چیز دیگری به فکرش نمی رسید ...

الگمارک و المکوس: اولین بار بود که تنها سفر می کردم. در پاسگاه مرز زیاد معطلم نکردند. تذکره ام را بازرسی کردند، ورقه ی آبله کوبی ام را که همان روز صبح در خرمشهر گرفته بودم، دیدند و اجازه ی ورود دادند. سپس برای اولین بار روی آب در قایقی نشستم و پس از مدتی روی ساحل بصره قدم گذاشتم. به محض پیاده شدن از قایق، صدایی بچگانه توجه مرا جلب کرد: «آقا! جیگاره (سیگار) نمی خواهین؟» ابتدا گمان کردم این پسرک ژنده پوش هم مثل دیگران جیب کوچک و پاره پاره شلوار کوتاهش را برای لخت کردن من آماده می کند. ولی نگاه مضطرب و فارسی شیرینش مرا از اشتباه درآورد. با او آرام و بامحبت رفتار کردم. زمانی که در گمرک به مشکل برخوردم، این پسرک با آشنایی که در بازار صراف ها داشت به من کمک بسیاری کرد. من به این پسرک مهربان که در غربت و تنهایی بصره به دادم رسیده بود، وعده دادم او را همراه خود به ایران خواهم برد و با این سخن درخشش و امید را در چشمش دیدم. ولی با اتفاقاتی که در ادامه افتاد ...

 

سه تار، مجموعه سیزده داستان کوتاه است که توسط جلال آل احمد، نویسنده، منتقد ادبی و مترجم معاصر در سال 1327 نوشته شده. جلال آل احمد علاوه بر نگاشتن رمان محبوب مدیر مدرسه و آثار دیگری همچون زن زیادی و غرب زدگی، رمان های مشهوری همچون بیگانه (اثر آلبر کامو) و قمارباز (اثر داستایفسکی) را نیز ترجمه کرده است. همسر او، سیمین دانشور، از دیگر نویسندگان مشهور ایرانی و نویسنده رمان محبوب سووشون است.

این کتاب همانطور که گفته شد مجموعه سیزده داستان کوتاه است. به نظرم در کل مجموعه داستان معمولی ای بود. بعضی داستان ها مانند سه تار، بچه مردم، زندگی که گریخت و گناه رو دوست داشتم و به نظرم بهترین داستانش الگمارک و المکوس بود. ولی برخی داستان های دیگر مثل وسواس، وداع، نزدیک مرزون آباد و لاک صورتی رو اصلاً نپسندیدم و برام جالب نبودند.

در بیشتر داستان ها، فضاسازی ها و توصیفات بسیاری دیده می شود. این فضاسازی ها در برخی داستان ها مثل آفتاب لب بام و زندگی که گریخت برام جذاب بودند و من رو کاملاً وارد فضای داستان می کردند؛ ولی در برخی دیگر ریتم کسل کننده ای به داستان اصلی می دادند.

بسیاری داستان های این مجموعه مانند سه تار، وسواس و آفتاب لب بام تعصبات و اعتقادات کورکورانه و جاهلانه ی دینی رو مورد انتقاد قرار داده و صحنه تاریکی از آنها برای خواننده به نمایش گذاشته است.

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

 

جلال آل احمد

 

**************************************************

 

دانلود کتاب سه تار

برای مشاهده سایر کتاب های این نویسنده، اینجا کلیک کنید.

  • ابوالفضل ‌‌

 

چکیده: شانسلور، کشتی سریع و زیبای سه دکلی با ظرفیت نهصد بشکه است که به شرکت ثروتمند لاردلیورپول تعلق دارد و تنها دو سال از ساختمان آن می گذرد. این کشتی محکم و ظریف که از طرف وریتا با بالاترین مظنه نرخ گذاری شده است، در این هنگام سومین سفر خود را با هشت مسافر و بیست خدمه از چارلستون (آمریکا) به مقصد لیورپول (انگلستان) انجام می دهد. راوی داستان، مسافری به نام ژ. ر. کازالون است که یادداشت های روزانه ای از وقایع سفر با کشتی شانسلور می نویسد.

هفته های نخست همه چیز به آرامی و مطابق برنامه پیش می رود و مسافرها با معاشرت با یکدیگر، سفر آرام و راحتی را تجربه می کنند. ولی در ادامه رفت و آمدهای سراسیمه ی ملوان ها و مکالمات مشکوک میان آنها، موجب نگرانی مسافرها می شود. هر چند ناخدا و دستیارانش سعی در عادی جلوه نمودن اوضاع دارند، ولی در ادامه کازالون متوجه می شود کشتی در شرف وقوع حادثه ی وحشتناکی است؛ کالاهای ذخیره شده در انبار کشتی، دچار حریق بزرگی شده اند!

البته ناخدا و ملوانان هنوز امیدوارند موفق به مهار این آتش سوزی شوند؛ ولی زمانی که می فهمند یکی از مسافران مواد منفجره در انبار پنهان کرده است، به کلی ناامید می شوند ...

 

کتاب کشتی شکستگان که با نام نجات یافتگان کشتی شانسلور نیز شناخته می شود، رمانی ماجراجویانه به قلم ژول ورن، نویسنده بزرگ فرانسوی است که در سال 1875 نوشته شده است. ژول ورن که کار نویسندگی را در سال 1863 با نوشتن رمان پنج هفته در بالن آغاز کرد، تا زمان مرگش در سال 1905 میلادی، صدها رمان جذاب و هیجان انگیز در سبک ماجراجویی و علمی-تخیلی نوشت و دنیای داستان های علمی-تخیلی را دگرگون کرد.

ژول ورن در این کتاب روایت مسافران یک کشتی را به رشته تحریر در می آورد که اسیر مشکلات دشوار و خطرناکی می شوند. این داستان نیز مانند دیگر داستان های او دارای فضایی مهیج با صحنه سازی های دقیق و روایتی پرالتهاب است که خواننده را در هر بخش با کنجاکوی به دنبال خود می کشد.

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

 

ژول گابریل ورن، نویسنده، شاعر و نمایشنامه نویس فرانسوی

 

**************************************************

 

دانلود کتاب کشتی شکستگان

برای مشاهده سایر کتاب های این نویسنده، اینجا کلیک کنید.

  • ابوالفضل ‌‌

 

گیله مرد، مجموعه ای از 9 داستان کوتاه به قلم بزرگ علوی، نویسنده معاصر ایرانی است.

داستان های این کتاب عبارت اند از: نامه ها، گیله مرد، اجاره خانه، دزاشوب، یه‌ره‌نچکا، یک زن خوشبخت، رسوایی، خائن و پنج دقیقه پس از دوازده

نامه ها: شخصیت اصلی این داستان، قاضی پیری است که به دلیل چهره ی زشت و بدترکیبش، همه از او متنفرند و از او دوری می کنند. تنها فردی که در این شرایط، زشت بودنِ او را نادیده می گیرد و به او عشق و محبت می ورزد، یگانه فرزندش، نازنین است. پس از مرگ همسرش، نازنین تنها همدم قاضی پیر است و هرگز او را ترک نمی کند. البته این وضعیت تا زمانی ادامه می یابد که نامه های ناشناخته و مرموز از راه می رسند ...

گیله مرد: داستان جایی در میان جنگل های گیلان روایت می شود. باران هنگامه کرده است. باد چنگ می اندازد و می خواهد زمین را از جا بکند. دو مأمور تفنگ به دست گیله مرد را به فومن می برند. جرم گیله مرد چیست؟ آیا جز اینکه در مقابل بی عدالتی و ظلم ارباب ها ایستاده بود، جرم دیگری داشت؟ مأموران دولت همسرش را کشته بودند. او در فکر انتقام همسرش است و در فکر بچه اش؛ بچه ی شش ماهه ای که داخل کلبه جا مانده و حالا گیله مرد نمی داند چه به سرش خواهد آمد. بنابراین تلاش می کند راهی برای فرار پیدا کند ...

خائن: پنج نفر بیشتر دست اندر کار نبودند، و یک نفر از آنها خائن بود. ماجرا از جایی شروع شد که پنج نفر در هیاهوی انتخابات، به نمایندگی از تشکیلات کارگری کمیته مخفی پنج نفره ای تشکیل دادند تا فرد منتخب خود را پیروز گردانند. همه کارها هم درست و مطابق برنامه پیش می رفت، البته تا زمانی که مشخص شد یک نفر از آنها خائن بوده ...

 

گیله مرد یکی از مشهور ترین آثار بزرگ علوی، نویسنده و رمان نویس معاصر ایرانی است که در دهه 1320 نوشته شد و در سال 1376 توسط انتشارات نگاه به چاپ رسید. گیله مرد مجموعه ای از 9 داستان کوتاه است که در آنها به مشکلات و معضل های اجتماعی-سیاسی در دوران پهلوی پرداخته شده. بیشتر داستان ها، فضایی تلخ و غم انگیز دارند و صحنه ای تاریک از جامعه به تصویر می کشند. این کتاب در کل روایتی شاید کوتاه اما بسیار زیبا از اوضاع جامعه ی آن زمان است.

توصیف ها و فضاسازی ها در اکثر داستان ها به خصوص در گیله مرد، نامه ها و اجاره خانه فوق العاده اند؛ به طوری که می توانید به راحتی صحنه های داستان را با تمام جزئیات برای خود تصویرسازی کنید و کاملاً در داستان ها غرق شوید!

نکته جالب دیگر کتاب، نقش پررنگ زن ها در داستان هاست. در بیشتر داستان ها، مستقیم و یا غیرمستقیم، یک شخصیت زن وجود دارد و در تعدادی از آنها محوریت بر روی مشکلات و دغدغه های زنان در آن دوران است. زنانی که در شرایط نابسامان و به هم ریخته ی آن زمان، به دنبال حق استقلال خود می روند؛ ولی اغلب ناکام اند.

همه ی داستان ها هم نمادین هستند و هم واقع گرایانه و ترکیب این دو موجب متفاوت بودن کتاب شده است. من داستان های گیله مرد، نامه ها، خائن و یک زن خوشبخت رو بیش از همه پسندیدم.

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

 

بزرگ علوی

 

**************************************************

 

خرید نسخه الکترونیکی کتاب از سایت فیدیبو

خرید کتاب صوتی از سایت نوار

  • ابوالفضل ‌‌

 

چکیده: کتاب آبنبات هل دار، شما را به فضایی نوستالژی و صمیمی در دهه ی ۶۰ می برد و با پسرکی بازیگوش و شیطونِ بجنوردی به نام محسن آشنایتان می کند که همواره با بازیگوشی ها و دسته گل به آب دادن هایش، خودش و بقیه را در دردسر می اندازد. او در خانواده ای صمیمی به همراه مادرش، آقاجان، بی بی، برادرش محمد و خواهرش ملیحه زندگی می کند. در این رمان زیبا، درباره ی ماجراها و اتفاقاتی که برای محسن در مدرسه با دوستانش و در خانواده و اطرافیانش می افتد، خاطرات طنز و بامزه ای می خوانید ...

 

آبنبات هل دار رمانی طنز نوشته ی مهرداد صدقی است که در سال ۱۳۹۲ به چاپ رسید. این کتاب که قصه ای دلنشین از شیطنت های یک پسر بجنوردی است، با موفقیت و محبوبیت بسیاری روبرو شد؛ به طوری که نویسنده در سال های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۷ رمان های آبنبات پسته ای و آبنبات دارچینی را به عنوان جلدهای بعدی منتشر کرد.

رمان آبنبات هل دار، روایتی جذاب و شیرین از ماجراهای یک خانواده ی بامزه و صمیمی بجنوردی است. به نظرم کتاب بامزه و زیبایی است و گویش بجنوردی شیرین ترش هم کرده است. البته این بامزگی در حدی نیست که در پشت جلد کتاب نوشته: «هنگام مطالعه با صدای آهسته بخندید، همسایه ها خوابیده اند!»؛ ولی در قسمت های متعدد می تواند لبخند بر روی لبانتان بیاورد و شما را از خستگی و روزمرگی دور کند.

برخلاف برخی داستان های طنزی که خونده بودم، این رمان علاوه بر اینکه جنبه ی طنز جذابی داشت، از کشش داستانی خوبی هم برخوردار بود و به راحتی نمی تونید از خوندنش دست بکشید! در طی داستان با مشاهده ی شیطنت های محسن، گاهی اوقات از ته دل می خندید، گاهی اعصاب تان خرد می شود و گاهی هم دلتان به حالش می سوزد!

فقط به نظرم تنها نقطه ضعف کتاب، ۶۰-۷۰ صفحه ی انتهایی کتابه. چون اواخر کتاب محسن تصمیم گرفت بچه خوب و مؤدبی بشه و خب همین موضوع از جنبه طنز کتاب می کاست. ولی بقیه ی ۴۰۰ صفحه ی کتاب به شدت جذاب و بامزه است و به هیچ وجه خسته نمی شید. با خواندن کتاب با شخصیت ها نیز به خوبی ارتباط می گیرید و در پایان کتاب دلتان برایشان تنگ می شود!

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰✰

مهرداد صدقی، نویسنده و طنزپرداز

 

**************************************************

 

خرید کتاب آبنبات هل دار از سایت طاقچه

خرید کتاب صوتی از سایت کتابراه

  • ابوالفضل ‌‌
کتاب مردی در تبعید ابدی

چکیده: مردی در تبعید ابدی به روایت زندگی پرمشقت و پر فراز و نشیب ملاصدرای شیرازی، ملقب به صدرالمتألهین می پردازد و این روایت را در دو برهه زمانی و به صورت موازی بیان می کند.

در برهه ی زمانی اول، محمدصدرای نوجوان را می بینیم که پدرش ابراهیم قوام، یکی از بانفودترین مردان شهر شیراز است. محمد عاشق فلسفه است و تمام طول روز درون اتاقش به مطالعه آثار فیلسوفان بزرگ می پردازد. ابراهیم قوام گمان دارد که محمد جایگزین او خواهد بود و همانند او در دربار صفوی مشغول به کار خواهد شد؛ غافل از اینکه محمد رؤیای دیگری در سر دارد ...

در برهه ی زمانی دیگر، ملاصدرا به بزرگ مردی تبدیل شده که اندیشه های نوی او در باب حرکت جوهری و تقدم وجود بر ماهیت، دانش عالَم تشیع را دگرگون کرده است. ولی به دلیل عدم درک این اندیشه ها توسط شاه و مردم آن زمان و همچنین شایعاتی که دشمنانش به راه انداخته اند، ملاصدرا را به اتهام صوفی گری به دادگاه احضار می کنند ...

 

مردی در تبعید ابدی رمانی است به قلم نادر ابراهیمی در سال ۱۳۷۵ که بر اساس زندگی ملاصدرای شیرازی، فیلسوف و متأله مشهور دوران صفوی نوشته شده است. نادر ابراهیمی با رمان هایی همچون آتش بدون دود، یک عاشقانه ی آرام، بار دیگر شهری که دوست می داشتم، ابن مشغله و ... نزد همه رمان دوستان ایرانی شناخته شده و محبوب است.

شاید در نگاه اول اینگونه به نظر برسد که مطالعه سرگذشت و شرح حال یک فیلسوف برای همگان جذاب نباشد. ولی نویسنده از این سرگذشت، یک رمان زیبا و جذاب ساخته است که به هیچ وجه موجب خستگی خواننده نمی شود.

نادر ابراهیمی در این کتاب با همان نثر زیبایی که من پیش تر با خواندن آتش بدون دود و ابوالمشاغل با آن آشنا شده بودم، به روایت زندگی ملاصدرا می پردازد. البته نوع روایت چندان منظم نیست و زمان حالتی سیال در طول رمان دارد. این موضوع در ابتدا شاید باعث سردرگمی خواننده شود؛ ولی در ادامه همین نوع روایت است که جذابیت و کشش داستان را فراهم می کند. در خلال داستان، نویسنده با نثری نه چندان دشوار، خواننده را با اندیشه ها و نظریه های ملاصدرا نیز آشنا می کند.

اگر می خواهید در نثر زیبا و دل نشین نادر ابراهیمی غرق شده و با سرگذشت پر فراز و نشیب ملاصدرای شیرازی آشنا شوید، هرچه زودتر کتاب مردی در تبعید ابدی را تهیه کنید و از خواندن آن لذت ببرید :)

نمره ی من به این کتاب:

✰✰✰✰✰✰✰✰✰


قسمت هایی زیبا از کتاب:

"بانو! ویرانه ای است این جهان. عمر کفاف نمی دهد که آباد کنیم، غیرت رخصت نمی دهد که رها کنیم."

"ایمان، توان مرگ را پس پشت همه چیز افکنده بود. توکل با مرگ همانگونه بازی می کند که طفلی با فرفره یی."

"بانو! زمانی که با زمانه ی خویش نساختی، و با مَسندنشینان و اَمربَرانِ ایشان کنار نیامدی، و آنچه را که جاهلان می گویند، جاهلانه باز نگفتی، لاجرم به تَبعید اَبَدیِ روح گرفتار خواهی شد - حتی اگر در کُنجِ منزلی در شهری ساکن باشی؛ و اگر بر نپذیرفتن پای فشردی، آواره ات خواهند کرد، یا به زندانت خواهند انداخت و به دارَت خواهند کشید. شرمگینم بانو، که این جنگ را من آغاز کرده ام، و سهمی عظیم از عذابش به تو می رسد و به این طفلکانِ معصوم."


  • ابوالفضل ‌‌